مردهایی که همراه همسرشون دکتر میان مقدس ترند
-
تاریخ: 1405/5/10 ساعت: 2:34
مردهايي كه همراه همسرشون دكتر ميان مقدس ترند :) نشستم تو اتاق انتظار و منتظرم نوبتم شه. جا نبود، همسرم رفت تو ماشين انتظار بكشه. ولي دل كه شعور نداره، داره به زوج روبه رويي كه كنار هم نشستن و دل و قلوه و اينا حسوديم ميشه. مردم خيلي گناه دارن، براي هممون دعا كنين، براي همه مريض هاي روحي و جسمي و مادي...
من هنوز سال رو مینویسم ٩٤ |
-
تاریخ: 1405/5/10 ساعت: 2:34
من هنوز سال رو مينويسم ٩٤ :| + ديشب داشتم واسه همسر جان افاضات ميفرمودم درباره مصر باستان و اينا. گفتم واحد زيبايى براشون "نِفِر" بوده. مثلا "نفر تى تى" يك واحد زيباست ولى كسي كه خوشگل تره چند تا نفر قبل اسمش مياد. همسر جان هم عشق تراوش كرد و گفت تو اگه اون موقع بودي ده تا نِفِر داشتي قبل اسمت [قلب]...
از عمر از انتظار
-
تاریخ: 1405/5/10 ساعت: 2:34
از عمر، از انتظار چرا نمىنویسم؟ نمیدونم؛ حتی سرم به کار مفیدی هم گرم نیست که دلم گرم باشه به عمرم که میره. این چند وقت که خودم گاهی ته دلم آه کشیدم با خوندن یه وبلاگی، فهمیدم چه زندگیهای حسرت برانگیزی داریم و میگذریم از کنارش. حالا چی بگم؟ خدا رو شکر زندگی مشترک و غیرمشترک خوبه. انشالله برای هم...
بنویسم
-
تاریخ: 1405/5/10 ساعت: 2:34
بنویسم؟ حالا درسته كه گفتم زندگىهامون خیلی شُکرپذیره؛ ولى خب دليل نمىشه حالا که خورده تو ذوقم چپچپ خدا رو شکر نکنم ؛) همينجوری حرف میزنم تا ببينم به كجا میرسم. چندتايى غر دارم به خودم. میزنم به شما D: اوليش اين كه چرا عين بادكنكم؟ هى تلاش مىكنم لاغر میشم باز ول مىکنم و بدتر از قبل. الانم دا...
الانم بغض اینجاست.
-
تاریخ: 1405/5/10 ساعت: 2:34
الانم بغض اينجاست. خب خب خب پست خيلى درخشانى در پيش نداريم! به ورزش و رژيم و شكرگزارى كه نرسيدم هيچ، تپل ترك هم شدم كه حرفى توش نباشه. غصه مه! گفتم بيام اينجا. يه فيلم ديديم با همسر جان. Forevere love خب حالا داستانش كه از اول معلوم بود؛ يه زوج عاشق كه آقاهه به اون گلى سرطان گرفت و رفت. حالا همين دا...
گزارش ثانویه
-
تاریخ: 1405/5/10 ساعت: 2:34
گزارش ثانويه خدا رو شكر امروز بهترم هنوز اشكم ميريزه ولى خب بهترم اينجا از دلم بگم يه غمى دارم كه اينجوريه، اين پسرى كه تو اين فيلم فوت كرد يه پسر معتقد مسيحي بود؛ يعنى تو اتاقاي بيمارستان و موقع شيمى درمانى با انجيلش راه ميفتاد تو اتاقا و از خدا حرف ميزد. حالا هي غصه دارم كه اگه مسلمون بود چى؟ اگه ...
الانم بغض اينجاست.
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 19:00
خب خب خب پست خيلى درخشانى در پيش نداريم! به ورزش و رژيم و شكرگزارى كه نرسيدم هيچ، تپل ترك هم شدم كه حرفى توش نباشه. غصه مه! گفتم بيام اينجا. يه فيلم ديديم با همسر جان. Forevere love خب حالا داستانش كه از اول معلوم بود؛ يه زوج عاشق كه آقاهه به اون گلى سرطان گرفت و رفت. حالا همين داستان دو سه روزه غمب...
گزارش ثانويه
-
تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 19:18
خدا رو شكر امروز بهترم هنوز اشكم ميريزه ولى خب بهترم اينجا از دلم بگم يه غمى دارم كه اينجوريه، اين پسرى كه تو اين فيلم فوت كرد يه پسر معتقد مسيحي بود؛ يعنى تو اتاقاي بيمارستان و موقع شيمى درمانى با انجيلش راه ميفتاد تو اتاقا و از خدا حرف ميزد. حالا هي غصه دارم كه اگه مسلمون بود چى؟ اگه يكى يادشون مي...
من هنوز سال رو مينويسم ٩٤ :|
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 0:16
+ ديشب داشتم واسه همسر جان افاضات ميفرمودم درباره مصر باستان و اينا. گفتم واحد زيبايى براشون "نِفِر" بوده. مثلا "نفر تى تى" يك واحد زيباست ولى كسي كه خوشگل تره چند تا نفر قبل اسمش مياد. همسر جان هم عشق تراوش كرد و گفت تو اگه اون موقع بودي ده تا نِفِر داشتي قبل اسمت [قلب] خلاصه! يكم گذشت و اومديم بخو...
بنویسم؟
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 0:16
حالا درسته كه گفتم زندگىهامون خیلی شُکرپذیره؛ ولى خب دليل نمىشه حالا که خورده تو ذوقم چپچپ خدا رو شکر نکنم ؛) همينجوری حرف میزنم تا ببينم به كجا میرسم. چندتايى غر دارم به خودم. میزنم به شما D: اوليش اين كه چرا عين بادكنكم؟ هى تلاش مىكنم لاغر میشم باز ول مىکنم و بدتر از قبل. الانم دارم مىتركم ديگه :(...
گزارش ثانويه
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 0:16
خدا رو شكر امروز بهترم هنوز اشكم ميريزه ولى خب بهترم اينجا از دلم بگم يه غمى دارم كه اينجوريه، اين پسرى كه تو اين فيلم فوت كرد يه پسر معتقد مسيحي بود؛ يعنى تو اتاقاي بيمارستان و موقع شيمى درمانى با انجيلش راه ميفتاد تو اتاقا و از خدا حرف ميزد. حالا هي غصه دارم كه اگه مسلمون بود چى؟ اگه يكى يادشون مي...
من هنوز سال رو مينويسم ٩٤ :|
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:22
+ ديشب داشتم واسه همسر جان افاضات ميفرمودم درباره مصر باستان و اينا. گفتم واحد زيبايى براشون "نِفِر" بوده. مثلا "نفر تى تى" يك واحد زيباست ولى كسي كه خوشگل تره چند تا نفر قبل اسمش مياد. همسر جان هم عشق تراوش كرد و گفت تو اگه اون موقع بودي ده تا نِفِر داشتي قبل اسمت [قلب] خلاصه! يكم گذشت و اومديم بخو...
از عمر، از انتظار
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:22
چرا نمىنویسم؟ نمیدونم؛ حتی سرم به کار مفیدی هم گرم نیست که دلم گرم باشه به عمرم که میره. این چند وقت که خودم گاهی ته دلم آه کشیدم با خوندن یه وبلاگی، فهمیدم چه زندگیهای حسرت برانگیزی داریم و میگذریم از کنارش. حالا چی بگم؟ خدا رو شکر زندگی مشترک و غیرمشترک خوبه. انشالله برای همه خوب باشه. چی میشه نعم...
بنویسم؟
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:22
حالا درسته كه گفتم زندگىهامون خیلی شُکرپذیره؛ ولى خب دليل نمىشه حالا که خورده تو ذوقم چپچپ خدا رو شکر نکنم ؛) همينجوری حرف میزنم تا ببينم به كجا میرسم. چندتايى غر دارم به خودم. میزنم به شما D: اوليش اين كه چرا عين بادكنكم؟ هى تلاش مىكنم لاغر میشم باز ول مىکنم و بدتر از قبل. الانم دارم مىتركم ديگه :(...
باز خوبه دور و وریامون مهربونن
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 20:49
+ اصلا سن آدم از 25 که رد میشه باید تاریخ تولدش و شیفت دیلیت کنه. چیه هی پیر و پیرتر میشی و هیچی به هیچی؟ + خودم یادمه! هر سال این موقع، افسردگی قبل تولد میگیرتم. هوووف
روضه
-
تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 10:32
بوى گلوى نوزاد بوى خون
مسلمان هستم! مذهبي هم!
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:10
بعد از كلي جوش مال دنيا زدن، واستادم به نماز. تكبير گفتم و سوره حمد رو شروع كردم. ولي هي فكر ميكردم يه چيزي كمه. ديدم سوره حمد رو بدون بسم الله شروع كردم. ديدم خدا گفت دينداريت عجيب ناقصه. مثل حمد بي بسم الله.
آيا از همه چي خرس؟
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:09
آخر شبی همچین با احساس به همسری میگم اگه سرخپوست بودیم، اسم سرخ پوستی من چی بود به نظرت؟ بعد تا فکر کنه خودمم ذهنم درگیر شد که یه اسم براش انتخاب کنم که حس حمایت و تکیه گاهی و اینا بهش بده. بعد ورداشته زل زده به من میگه اسمت خرس مهربون بود!!! فاتحه اوج احساساتم رو خوند! اسم خودش هم شد تبر وحشی!
هوووووووف
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:09
فردا ميشه چهلمين ماهگرد عقدمون! فكر ميكنم راز بقا لازم شدم، اين جونورا رو كه ميبينم هي با خودم ميگم دنيا همه هيچ و ... . ولي الان غر زدنم مياد. دلم خوشي بزرگ ميخواد و از اين ناشكر بودنم هم ناراحته! دير اومدن همسر هم بي تاثير نيست. تا وقتي ٢-٣ مياد خب خوبه و خونه داري رو هم دوست دارم. ولي وقتي ٥-٦ مي...
هفته پيش كربلا؟
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:09
انگار كه هزار سال پيش بود. هزاره بعدي كي مياد؟