نشستم تو اتاق انتظار و منتظرم نوبتم شه. جا نبود، همسرم رفت تو ماشين انتظار بكشه. ولي دل كه شعور نداره، داره به زوج روبه رويي كه كنار هم نشستن و دل و قلوه و اينا حسوديم ميشه.
مردم خيلي گناه دارن، براي هممون دعا كنين، براي همه مريض هاي روحي و جسمي و مادي و معنوي.
پ.ن: به نظرتون به خانم چادري اي كه حواسش به حدود حجاب نيست بايد يادآوري كرد؟
آخه چادر سرت كني اون وقت ساق دست و مچ پا و زير چونه و اينا نمايان؟ حيفه كه.
برچسب:
نویسنده: زهرا قربانی
تاريخ: شنبه
20 شهريور
1395 ساعت: 11:09